در زبان فارسی امروز، «انگار» و «انگاری» دو قید وجهی اند که بر شک و تردید و تشبیه و تمثیل دلالت دارند. منابع دستوری در خصوص ساخت و کارکرد این دو قید غالباً سکوت کرده اند، اما به نظر می رسد که ساخت «انگاری» را مشابه «گوئی» و «پنداری» و از منشأ فعل دوم شخص مفرد در نظر گرفته اند. در این پژوهش، صورت و کارکرد قیدهای «انگار» و «انگاری» در دوره های مختلف زبان فارسی بررسی شده و با استفاده از شواهد موجود در آثار فارسی دوران میانه و نیز متون فارسی قدیم (نثر و نظم فارسی پس از اسلام)، روند دستوری شدگی و تبدیل این دو صورت زبانی به قید، با توجه به تحولات معنایی، مورد بررسی قرار گرفته است. بر این اساس، فعل hangā r-/ hangā rd در فارسی میانه از درجة قوی ریشه ی kar در زبان های ایرانی دورة باستان، به معنی «فکر کردن»، با پیشوند ham-ساخته شده و با معنی اصلی «در نظر داشتن»، به کار رفته است. با تحولات معنایی، این فعل معنی «برشمردن» و سپس، «فرض کردن» حاصل کرده است و صورت امر آن، «انگار»، با قرار گرفتن در جایگاه نخستین جمله و پذیرفتن بند پیرو در نقش مفعول، مقوله زدایی شده و ضمن بازتحلیل در ذهن اهل زبان، به قید «انگار» بدل شده است. از سوی دیگر، در فارسی میانه، با افزودن تکواژ ē (یای مجهول) به مادة مضارع، وجه تمنایی فعل ساخته می شده که کارکرد اصلی آن، بیان فرض بوده است. «انگاری» بازمانده ی همین ساخت است که به فارسی نورسیده و به تدریج، با از میان رفتن شیوة بازنمایی وجه در ساختمان فعل، به قیدی وجهی برای دلالت بر تشبیه و تمثیل و گاه شک و تردید بدل شده است. شباهت آوایی صورت دستوری شده ی «انگاری» به فعل دوم شخص مفرد از مصدر «انگاشتن»، موجب بازتحلیل شده و به اشتباه، این قید را از منشأ فعل دوم شخص مفرد در نظر گرفته اند.